دل من عاشق شده ... !!!

تازه داره شب ميشه و من هنوز آروم نشدم
نمي دونم كه چرا امروز ديگه مثل روزاي قبل شاداب و سر حال نيستم ![]()
نمي دونم كه چرا باز دلم هواي ديگه ای داره و چرا به همين چيزي كه دارد قانع نمي شه !!!
بخدا ديگه ازدست اين دل مي خوام گريه كنم و سر به بيابون بذارم ...
آخه خيلي داره بهونه گيري مي كنه همش بهش مي گم اي دل تو بايد منو تو راه رسيدن به كمال همراهي كني و لي اون حرف خودشو مي زنه و ميگه: «نه» ![]()
من ميخوام بدونم كه چرا اين دل من يهو اين قدر عوض شده و داره از راه اصلي خوش دور مي شه . آره من فقط مي خوام جواب اين سوال رو پيدا كنم و بفهمم راز دل من چيه ![]()
...
تازه دارم مي فهمم كه چرادلم سر به راه نيست، تازه مي فهمم كه چرا اين دل من از راه به در شده و ديگه از من حرف شنوي نداره![]()
آره اين دل من عاشق شده !!!!
عاشق يه كسي شده كه اون رو هيچ وقت نديده ولي تا بخواي لمسش كرده !!! هميشه با اون بوده و من فكر مي كردم كه دل با منه، نگو كه دل من عاشق شده !!! ![]()
![]()
مي دوني عاشق كي شده؟
من خودم تازه فهميدم، اون عاشق خدا شده ، مي دوني از كجا فهميدم ؟؟؟!!!
آخه يه چند وقتي هست كه دلم هر روز خودشو بي مقدمه به ياد خدا مي ندازه !!!
آره من تازه فهميدم كه اين دل بيچاره من عاشق خدا شده
از اين به بعد من بايد به دلم غبطه بخورم كه اون عاشق خدا شده و من عاشق يه عشق زميني
عشق اون ماندني و عشق من رفتني !!
عشق اون حقيقي و عشق من كاذب !!
عشق او مردم پسند و عشق من ...